درسنامه آموزشی تاریخ معاصر ایران کلاس یازدهم
درس 25: آرمانها و دستاوردهاى انقلاب اسلامی
آرمانها و هدفهای انقلاب اسلامی
هر انقلابی با هدفها و آرمانهایی شکل میگیرد. مردم برای رسیدن به این آرمانها مبارزه و فداکاری میکنند و پس از پیروزی نیز برای حفظ و تحقق آنها تلاش میکنند.
همانطور که در درسهای گذشته خواندید، سه خواسته اصلی مردم ایران در جریان انقلاب اسلامی، رسیدن به «استقلال»، «آزادی» و «جمهوری اسلامی» بود. این سه خواسته در شعارهای مردم نیز بازتاب داشت.
الف) استقلال
استقلال یکی از مهمترین خواستههای مردم ایران بود. مردم ایران، بهویژه در دو قرن گذشته، بارها دخالت و نفوذ قدرتهای خارجی را تجربه کرده بودند. این تجربه نشان داده بود که یک کشور برای پیشرفت و قدرتمند شدن باید بتواند درباره مسائل خود، مستقل تصمیم بگیرد. استقلال جنبههای مختلفی دارد؛ از جمله استقلال فکری، سیاسی و اقتصادی.
1- استقلال فکری: استقلال فکری یعنی مردم یک کشور به تواناییهای خود باور داشته باشند و تصور نکنند که دیگر ملتها همیشه از آنان برترند. مردم با تلاش، دانش و پشتکار میتوانند کشور خود را بسازند و پیشرفت کنند. شناخت و توجه به فرهنگ اسلامی و ایرانی نیز در تقویت این باور نقش دارد. امام خمینی در اهمیت استقلال فکری گفته است: «استقلال فکری، شرط اول استقلال است.»
2- استقلال سیاسی: استقلال سیاسی یعنی مسئولان یک کشور بتوانند درباره مسائل و برنامههای کشور خود تصمیم بگیرند و برای این تصمیمها تابع دستور و خواست دولتهای خارجی نباشند.
3- استقلال اقتصادی: استقلال اقتصادی یعنی یک کشور برای تأمین نیازهای مهم و اساسی خود، بیش از اندازه به کشورهای دیگر وابسته نباشد. البته هیچ کشوری همه چیز را به تنهایی تولید نمیکند و کشورها با یکدیگر خرید و فروش و همکاری اقتصادی دارند. بنابراین، ارتباط و تجارت با کشورهای دیگر به معنای از دست دادن استقلال اقتصادی نیست.
استقلال در زمینههای مختلف، یکی از مهمترین خواستههای مردم ایران پیش از پیروزی انقلاب اسلامی و از آرمانهای اصلی و مهم انقلاب بود.
فکر کنید و پاسخ دهید (صفحه ی 224 کتاب درسی)
چرا امام خمینی استقلال فکری را شرط اوّل استقلال مملکت معرفی کرده است؟
ب) آزادی
آزادی یکی دیگر از آرمانهای مهم انقلاب اسلامی است. انسانها در فضایی آزاد بهتر میتوانند استعدادهای خود را شکوفا کنند، فکر کنند، انتخاب کنند و در جامعه نقش داشته باشند. اهمیت آزادی در تعالیم اسلام نیز مورد توجه قرار گرفته است. حضرت علی (علیه السلام) در نامهای به فرزندش امام حسن (ع) میفرماید: «هرگز بندهٔ دیگری مباش، در حالی که خداوند تو را آزاد آفریده است.»
البته آزادی به این معنا نیست که هر کس بتواند هر کاری که خواست انجام دهد؛ زیرا رهایی از هرگونه قید و بند و انجام اعمال خودسرانه هرگز با عقل و منطق سازگار نیست و عملاً نتیجهای جز سلب آزادی دیگران و بازداشتن انسان از رسیدن به تعالی و کمال ندارد. به همین دلیل، آزادی در جامعه همراه با قانون و مسئولیت معنا پیدا میکند.
در نگاه اسلامی نیز انسان آزاد است، اما باید در انتخابها و رفتارهای خود، اصول دینی، حقوق دیگران و قوانین جامعه را رعایت کند. چنین آزادیای میتواند زمینه رشد انسان و پیشرفت جامعه را فراهم کند.
در شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»، آزادی در کنار استقلال و جمهوری اسلامی قرار گرفته است. این شعار نشان میدهد که مردم ایران، در کنار استقلال کشور، خواهان آزادی در چارچوب ارزشها و قوانین اسلامی بودند.

ج) جمهوری اسلامی
یکی دیگر از آرمانهای اصلی انقلاب اسلامی، تشکیل جمهوری اسلامی بود. جمهوری اسلامی از دو واژهٔ «جمهوری» و «اسلامی» تشکیل شده است. «جمهوری» به نقش و رأی مردم در حکومت اشاره دارد و «اسلامی» به این معناست که قوانین و اداره کشور بر اساس اصول و احکام اسلام باشد. به این نوع حکومت، مردمسالاری دینی نیز گفته میشود.
امام خمینی در این باره گفته است: «ماهیت جمهوری اسلامی این است که با شرایطی که اسلام برای حکومت قرار داده است، با اتکا به آرای عمومی ملت، حکومت تشکیل شده و مجری احکام اسلام باشد.»
در نظام جمهوری اسلامی، ولایت فقیه جایگاه مهمی دارد. بر اساس دیدگاه شیعه، ولایت فقیه به عنوان هسته مرکزی نظام جمهوری اسلامی، دارای مشروعیت الهی است و با پذیرش و همراهی مردم، در جامعه تحقق پیدا میکند.
آرمانهای انقلاب اسلامی تنها به استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی محدود نمیشود. برقراری عدالت، کاهش تبعیض و نابرابری، مقابله با ظلم و استبداد، پایبندی به قانون، توجه به مردم بهویژه محرومان و مبارزه با فسادهای اقتصادی و اجتماعی نیز از دیگر هدفهای انقلاب اسلامی است.
دستاوردهای انقلاب اسلامی
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی ایران در عرصههای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، علمی و فناوری تحولات گستردهای را تجربه کرد که مهمترین آنها را بررسی میکنیم:
الف) دستاوردهای سیاسی و نهادی
مهمترین دستاوردهای سیاسی و نهادی انقلاب اسلامی را میتوان در موارد زیر یافت:
1- پایان رژیم شاهنشاهی و رفع سلطۀ سیاسی بیگانگان:
نخستین نتیجه سیاسی انقلاب اسلامی، پایان حکومت پهلوی و رژیم شاهنشاهی بود. با پیروزی انقلاب، حکومتی که به قدرتهای خارجی وابستگی زیادی داشت کنار رفت و نظام سیاسی جدیدی شکل گرفت که بر استقلال کشور و تصمیمگیری بدون دخالت قدرتهای خارجی تأکید دارد.
2- استقرار نظام جمهوری اسلامی و افزایش نقش مردم در حکومت:
پس از پیروزی انقلاب، مردم ایران در همهپرسی فروردین 1358، جمهوری اسلامی را به عنوان نظام سیاسی کشور برگزیدند. در این نظام، ادارهٔ کشور بر پایه اصول اسلامی و نقش مردم در تعیین سرنوشت سیاسی خود شکل گرفت. حضور مردم در انتخابات و انتخاب مسئولان و نمایندگان، در دهههای بعد نیز ادامه یافت و به یکی از پایههای نظام جمهوری اسلامی تبدیل شد.
3- تدوین قانون اساسی و استقرار نهادهای قانونی:
پس از تعیین نوع حکومت، قانون اساسی جمهوری اسلامی تدوین و با رأی مردم تصویب شد. این قانون، ساختار حکومت، وظایف نهادهای مختلف و حقوق و مسئولیتهای مردم و حکومت را تعیین کرد و جایگاه ویژه «ولایت فقیه» را نیز مشخص کرد.
بر پایه قانون اساسی، نهادهای اصلی کشور شکل گرفتند و در طول دهههای بعد به فعالیت خود ادامه دادند. برگزاری دورههای مختلف انتخابات، تغییر دولتها و مجلسها و انتقال مسئولیتها در چارچوب قانون اساسی، سبب شد ساختار سیاسی جمهوری اسلامی استمرار پیدا کند.
4- استقلال سیاسی ضمن گسترش روابط با دیگر کشورها:
انقلاب اسلامی ایران، برخلاف بسیاری از انقلابهای معاصر که با حمایت یکی از قدرتهای شرق و غرب شکل گرفتند، تنها با اتکا به قدرت الهی و حمایت و پشتیبانی مردم، توانست استقلال سیاسی و حاکمیت ملی خود را بهدست آورد. این موضوع به قدری افتخارآفرین و غرورآمیز است که بسیاری از اندیشمندان جهان، آن را از شاخصههای بی همتای نظام جمهوری اسلامی ایران میدانند. انقلاب اسلامی که خارج از دایره نفوذ بلوکهای غرب و شرق به پیروزی رسید، خود به یک قطب در جهان اسلام مبدل شد. کشوری که در گذشته، دستنشانده و تابع قدرتهای غربی بود، امروز در جهان سیاست، بهعنوان قدرتی مستقل و تأثیرگذار مطرح است.
مقاومت مردم ایران در برابر انواع توطئههای خارجی و عوامل داخلی استکبار جهانی، ابهت قدرتهای غرب و شرق و سایر قدرتهای سلطهگر بیگانه را درهم شکست. این مقاومت و تحول شگرف که در تاریخ ایران بیسابقه است، معلول تحول سیاسی جامعه ما و برخورداری از روحیه تسلیم ناپذیری و شهادتطلبی مردم ایران است.
همچنین یکی از جهتگیریهای مهم جمهوری اسلامی، برقراری و گسترش روابط سیاسی و اقتصادی با کشورهای مختلف بوده است. ایران تلاش کرده است روابط خود را با دیگر کشورها بر اساس منافع ملی، احترام متقابل و بدون وابستگی به قدرتهای خارجی تنظیم کند.در دهههای پس از انقلاب، کشور با جنگها، تحریمها، فشارها و تهدیدهای گوناگونی روبهرو شد؛ با این حال، نفی هرگونه سلطهپذیری و سلطهجویی و حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور همچنان از اصول اصلی سیاست جمهوری اسلامی باقی ماند و در کنار آن، روابط و همکاری با کشورهای مختلف، بهویژه همسایگان و کشورهای منطقه، ادامه پیدا کرد.
ب) دستاوردهای فرهنگی و اجتماعی
برای شناخت تحولات فرهنگی پس از انقلاب اسلامی، باید به شرایط فرهنگی ایران در دوره پهلوی نیز توجه کرد. در دورهٔ پهلوی، سیاستهای فرهنگی با الگوگیری گسترده از فرهنگ غربی همراه بود و سنتها و ارزشهای دینی و عناصر هویت تاریخی و ملی جامعه کمرنگ شده بود. از این رو، استقلال فرهنگی و فکری و توجه دوباره به فرهنگ ایرانی و اسلامی، از خواستهها و آرمانهای مهم انقلاب اسلامی قرار گرفت.
1- تقویت هویت ایرانی - اسلامی و خودباوری فرهنگی:
استقلال فرهنگی و فکری و تقویت اعتماد به نفس اجتماعی و کاهش احساس وابستگی و خودکمبینی در برابر جوامع دیگر از اصول فرهنگی انقلاب اسلامی است. از این رو توجه به هویت ایرانی و اسلامی جایگاه مهمی در سیاستگذاریهای فرهنگی کشور پیدا کرد و توجه به زبان فارسی، میراث تاریخی ایران، باورهای دینی، ارزشهای فرهنگی و اتکا به داشتهها و توانمندیهای بومی در کنار استفاده از دانش و تجربه دیگر ملتها، از اصول مهم سیاستگذاری فرهنگی کشور شد.
2- گسترش فرهنگ دینی و ارتقای جایگاه دین و اخلاق در سبک زندگی:
یکی از تحولات مهم فرهنگی پس از انقلاب، حضور گسترده آموزهها و فعالیتهای دینی در زندگی اجتماعی است. با گسترش آموزش و افزایش سطح سواد عمومی، زمینه برای آشنایی عمیقتر و آگاهانهتر مردم با مفاهیم و آموزههای دینی فراهم شد. کتابها، دانشگاهها، رسانهها، سخنرانیها و دیگر فعالیتهای فرهنگی به گسترش این شناخت کمک کردند و امکان بررسی و فهم دین در ارتباط با مسائل زندگی را افزایش دادند. در این فرایند، توجه به شناخت اصول و آموزههای دینی و فاصله گرفتن از برخی باورهای نادرست و خرافی نیز بیشتر شد.
توجه به قرآن و معارف اهل بیت (علیهم السلام)، گسترش فعالیتهای مساجد، مراسم دینی، محافل قرآنی و برنامههایی مانند اعتکاف از جلوههای این تحول بود.در کنار آن، مفاهیم دینی مانند ایثار، جهاد، فداکاری، خدمت به مردم و مسئولیت در برابر جامعه نیز اهمیت بیشتری پیدا کرد. این ارزشها در دوران دفاع مقدس نمود آشکاری داشت و در سالهای بعد نیز در فعالیتهایی مانند اردوهای جهادی، کمک به آسیبدیدگان حوادث طبیعی و دیگر فعالیتهای داوطلبانه ادامه یافت.
3- گسترش آموزش و حضور اجتماعی و فرهنگی مردم:
در سالهای پس از انقلاب، دسترسی به آموزش در نقاط مختلف کشور گسترش یافت و شمار بیشتری از مردم امکان تحصیل در مدرسه و دانشگاه پیدا کردند.گسترش مراکز آموزشی و فرهنگی، افزایش سطح سواد و دسترسی بیشتر مردم به آموزش، زمینه حضور گروههای مختلف جامعه را در فعالیتهای علمی، فرهنگی و اجتماعی فراهم کرد.
4- شکلگیری نهادها و فعالیتهای فرهنگی جدید:
پس از انقلاب، نهادها و مجموعههای تازهای نیز برای گسترش فعالیتهای فرهنگی، آموزشی و اجتماعی مانند بسیج، نهادهای فرهنگی و تبلیغی شکل گرفتند. همچنین برنامههایی برای گسترش همکاری میان حوزههای علمیه و دانشگاهها، از نمونههای این تحولات بودند. این اقدامات با هدف نزدیکتر کردن دانش، تخصص، مسئولیت اجتماعی و باورهای دینی دنبال میشد.
5- گسترش آموزش و فعالیتهای فرهنگی و هنری:
در دهههای پس از انقلاب، تعداد مراکز آموزشی و دانشگاهی، نشریات، کتابها و دیگر تولیدات فرهنگی افزایش یافت. فعالیت در زمینههایی مانند شعر و ادبیات، سینما، مستند، هنرهای تجسمی و ادبیات انقلاب و دفاع مقدس نیز گسترش پیدا کرد. برخی آثار هنری و سینمایی ایران در عرصه بینالمللی نیز شناخته شدند و مورد توجه قرار گرفتند.
6- افزایش حضور اجتماعی و آموزشی زنان:
پس از انقلاب، حضور زنان و دختران در عرصههای آموزشی، علمی، فرهنگی و اجتماعی افزایش یافت. رشد شمار دانشآموزان و دانشجویان دختر و حضور گستردهتر زنان در فعالیتهای علمی و اجتماعی از نمودهای این تحول بود. در کنار این حضور اجتماعی، حفظ ارزشهای دینی و خانوادگی نیز یکی از موضوعات مورد توجه در سیاستهای فرهنگی کشور به شمار میرفت.
پ) دستاوردهای اقتصادی و عمرانی
مهمترین دستاوردهای اقتصادی و عمرانی انقلاب اسلامی را میتوان در موارد زیر بررسی کرد:
1- کاهش وابستگی اقتصاد به نفت:
اقتصاد ایران در دوره پهلوی، بهویژه در دهه 1350، وابستگی زیادی به درآمدهای نفتی داشت و افزایش درآمد حاصل از فروش نفت، سهم مهمی در تأمین هزینههای کشور و واردات کالاها پیدا کرده بود. این وضعیت، اقتصاد ایران را در برابر نوسانهای درآمد نفت آسیبپذیر میکرد. پس از انقلاب اسلامی، کاهش وابستگی اقتصاد به فروش نفت و گسترش صادرات غیرنفتی به مهمترین برنامه اقتصادی کشور تبدیل شده و موجب افزایش سهم فعالیتهای غیرنفتی در اقتصاد گردید.
2- توجه به تولید داخلی و کاهش وابستگی به واردات:
زیر بنای پیشرفت در دوره پهلوی چارچوب معیارهای توسعه غربی - بدون در نظر گرفتن زمینههای تاریخی، فرهنگی و اجتماعی کشورمان بود. در نتیجه، ورود کالاهای خارجی، حتی در بسیاری از زمینههایی که امکان تولید آنها در داخل کشور وجود داشت، بخشی از الگوی مصرف جامعه شد. این روند علاوه بر افزایش وابستگی به واردات، فرصت رشد تولیدات و صنایع داخلی را نیز محدود میکرد.
پس از انقلاب اسلامی، توجه به تولید داخلی و کاهش وابستگی به کالاهای وارداتی یکی از برنامههایی است که همواره دنبال شده است. این موضوع تنها جنبه اقتصادی ندارد و با تأکید بر خودباوری، اعتماد به توانایی تولیدکنندگان داخلی و اصلاح الگوی مصرف نیز در پیوند است. بر همین اساس، گسترش صنایع و تولید کالاهای مورد نیاز کشور، حمایت از تولید ملی و کاهش واردات کالاهایی که امکان تولید آنها در داخل وجود داشت، در سیاستهای اقتصادی مورد توجه قرار گرفت. این هدف در همه دورهها و زمینهها بهطور کامل تحقق نیافت، اما به گسترش توان تولیدی کشور در بسیاری از بخشها کمک کرد.
3- گسترش خدمات عمومی و توجه به مناطق محروم:
گسترش امکانات و خدمات عمومی در سراسر کشور، بهویژه در روستاها، شهرهای کوچک و مناطق محروم، از هدفهای مهم پس از انقلاب اسلامی بود. در این مسیر، شبکههای جادهای، آب، برق، گاز و مخابرات توسعه یافت و مراکز آموزشی و بهداشتی در بخشهای گستردهای از کشور ایجاد شد. پس از پایان جنگ تحمیلی نیز، با آغاز بازسازی مناطق آسیبدیده و اجرای طرحهای عمرانی گسترده، این روند با سرعت بیشتری ادامه یافت.
این آزادراه که در حد فاصل 2 شهر خرم آباد و اندیمشک به طول 104 کیلومتر قرار گرفته، در 11 آبان سال 89 به بهرهبرداری رسید.
گسترش این خدمات، علاوه بر بهبود شرایط زندگی مردم، با کاهش محرومیت و برقراری عدالت اجتماعی نیز ارتباط داشت؛ زیرا دسترسی به امکانات زیربنایی، آموزش و بهداشت را به مناطق و گروههای بیشتری از جامعه گسترش میداد. همچنین فراهم شدن راه، برق، ارتباطات، آموزش و دیگر زیرساختها، زمینه را برای فعالیتهای اقتصادی، ایجاد کسبوکار، افزایش فرصتهای شغلی و رشد فرهنگی و اجتماعی در این مناطق فراهم میکرد. به این ترتیب، توسعه خدمات عمومی تنها به افزایش امکانات رفاهی محدود نبود، بلکه میتوانست زمینهساز توسعه بیشتر مناطق مختلف کشور نیز باشد.
4- گسترش زیرساختها و ظرفیتهای صنعتی:
در سالهای پس از انقلاب، توسعه زیرساختهای اقتصادی و صنعتی کشور مورد توجه قرار گرفت. گسترش شبکههای برق و انرژی، راهها، تأسیسات و دیگر زیرساختهای مورد نیاز، زمینه را برای توسعه فعالیتهای صنعتی در بخشهای مختلف فراهم کرد.
همزمان، ظرفیت صنایع پایه و زیربنایی مانند نفت و گاز، پتروشیمی، فولاد، سیمان و تولید برق نیز افزایش یافت. توسعه این صنایع، که آثار آن در بلندمدت بر بخشهای مختلف اقتصاد نمایان میشود، زمینه را برای گسترش واحدهای صنعتی، تأمین مواد و انرژی مورد نیاز آنها و افزایش ظرفیت اقتصادی کشور فراهم کرد.
5- اقتصاد مقاومتی و کاهش آسیبپذیری در برابر فشارهای خارجی:
اقتصاد ایران در دهههای پس از انقلاب بارها با تحریمها، محدودیتهای خارجی و شرایط بحرانی روبهرو شد. از اینرو، کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی و واردات، گسترش تولید و صادرات غیرنفتی، توسعه زیرساختها و استفاده از دانش، نیروی انسانی و ظرفیتهای داخلی، بهتدریج اهمیت بیشتری در برنامههای اقتصادی کشور پیدا کرد. هدف از این جهتگیریها آن بود که اقتصاد کشور در شرایط فشار و بحران، توان بیشتری برای ادامه فعالیت و تأمین نیازهای خود داشته باشد.
در همین چارچوب، سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی در سال 1392 ابلاغ شد. این سیاستها بر تولید و کارآفرینی، اقتصاد دانشبنیان، کاهش وابستگی به درآمد نفت، گسترش صادرات و بهرهگیری از ظرفیتهای داخلی تأکید داشت. اقتصاد مقاومتی در واقع تلاشی برای کاهش آسیبپذیری کشور در برابر فشارهای خارجی و بحرانهای اقتصادی و در عین حال، حفظ زمینههای رشد و پیشرفت بود. بسیاری از برنامههایی که پیشتر به آنها اشاره شد، در این چارچوب قرار دارد.
این دستاوردها به معنای برطرف شدن همه مشکلات اقتصادی نیست. اقتصاد ایران همچنان با مسائلی مانند وابستگی بخشی از درآمدهای کشور به نفت، تورم، مشکلات تولید و آثار تحریمها روبهرو بوده است. از اینرو، دستیابی به استقلال اقتصادی و عدالت بیشتر، همچنان از هدفهای مهم کشور به شمار میرود و تا رسیدن به سطح مطلوب، راهی طولانی در پیش است.
ت) دستاوردهای علمی و فناوری
یکی از تحولات مهم پس از انقلاب اسلامی، افزایش توجه به علم و فناوری به عنوان یکی از پایههای پیشرفت و استقلال کشور بود. در این نگاه، علم تنها به آموزش در دانشگاه محدود نمیشود؛ بلکه باید بتواند به حل مسائل کشور، گسترش تولید و صنعت و کاهش وابستگی در زمینههای مهم کمک کند. مهمترین دستاوردهای علمی و فناوری را میتوان در موارد زیر بررسی کرد:
1- تبدیل علم و فناوری به یکی از پایههای پیشرفت و استقلال کشور:
در سالهای پس از انقلاب، توجه به دانش و فناوری در برنامههای کشور افزایش یافت. تربیت نیروی متخصص و دستیابی به توان طراحی، ساخت و اجرای طرحهای صنعتی و زیربنایی، بهتدریج امکان انجام بسیاری از کارهایی را که پیشتر به دانش و شرکتهای خارجی وابسته بود، در داخل کشور فراهم کرد. در دوره رهبری آیت اللّٰه خامنهای نیز پیشرفت علمی یکی از موضوعات مورد تأکید بود. در این نگاه، کشوری که دانش و فناوری مورد نیاز خود را تولید کند، در تصمیمگیری و تأمین نیازهای مهم خود نیز استقلال بیشتری خواهد داشت.
2- گسترش آموزش عالی و تربیت نیروی متخصص:
در دهههای پس از انقلاب، دانشگاهها و مراکز آموزش عالی در نقاط مختلف کشور گسترش یافتند و شمار بیشتری از جوانان امکان تحصیل در رشتههای گوناگون را پیدا کردند. افزایش تعداد دانشجویان، پژوهشگران و فارغالتحصیلان و حضور گستردهٔ دختران و زنان در دانشگاهها، نیروی انسانی متخصص کشور را افزایش داد.گسترش تحصیلات تکمیلی و مراکز پژوهشی نیز زمینه را برای انجام پژوهشهای علمی و ورود دانشآموختگان و دانشگاهیان به حوزههای تخصصیتر فراهم کرد.
3- دستیابی به برخی فناوریهای پیشرفته و راهبردی:
با گسترش نیروی انسانی متخصص و مراکز علمی و پژوهشی، ایران در برخی فناوریهای پیشرفته به تواناییهای تازهای دست یافت. فناوری صلحآمیز هستهای، فناوری نانو، زیستفناوری و سلولهای بنیادی، داروسازی و تولید برخی تجهیزات پزشکی و فناوری فضایی و ماهوارهای از مهمترین نمونههای این پیشرفتها هستند. اهمیت این فناوریها تنها در پیچیدگی علمی آنها نیست؛ بلکه بسیاری از آنها در پزشکی، انرژی، صنعت، کشاورزی و دیگر نیازهای کشور کاربرد دارند. دستیابی به بخشی از این دانشها در شرایطی صورت گرفت که ایران با محدودیتهایی در دسترسی به برخی فناوریهای خارجی روبهرو بود.
4- پیوند بیشتر علم با تولید و شکلگیری شرکتهای دانشبنیان:
یکی دیگر از تحولات این دوره، تلاش برای تبدیل دانش و پژوهش به محصول و خدمات مورد نیاز جامعه بود. در کنار دانشگاهها و مراکز پژوهشی، شرکتهای دانشبنیان، مراکز رشد و مجموعههای نوآور شکل گرفتند و بخشی از پژوهشگران و فارغالتحصیلان دانشگاهی به تولید محصولات و فناوریهای جدید روی آوردند. این روند باعث شد در برخی زمینهها، ارتباط میان دانشگاه، پژوهش، صنعت و تولید بیشتر شود و علم علاوه بر تولید مقاله و دانش نظری، در ساخت محصولات و حل مسائل کشور نیز به کار گرفته شود.
پیشرفتهای علمی و فناوری به معنای برطرف شدن همه مشکلات این حوزه نیست. ارتباط دانشگاه و صنعت، تبدیل پژوهش به محصول، سرمایهگذاری در تحقیق و نگهداری نیروهای متخصص همچنان از مسائل مهم کشور است. با این حال، گسترش توان علمی و دستیابی به برخی فناوریهای پیشرفته، یکی از مهمترین بخشهای کارنامه ایران در دهههای پس از انقلاب به شمار میرود.
ث) دستاوردهای دفاعی و امنیتی
یکی از پایههای استقلال هر کشور، توانایی آن در دفاع از سرزمین و امنیت مردم خود است. تجربه جنگ تحمیلی عراق علیه ایران نشان داد که وابستگی به دیگر کشورها در زمینههای دفاعی میتواند در زمان جنگ و بحران، امنیت و استقلال کشور را با مشکل روبهرو کند. از اینرو، دستیابی به توان دفاعی داخلی، در سالهای پس از انقلاب به یکی از اهداف مهم کشور تبدیل شد.
مهمترین دستاوردهای دفاعی و امنیتی را میتوان در موارد زیر بررسی کرد:
1- حرکت به سوی استقلال دفاعی:
در سالهای پس از جنگ تحمیلی، ایران تلاش کرد بخش بیشتری از نیازهای دفاعی خود را در داخل کشور تأمین کند. این مسیر بهتدریج از تعمیر و نگهداری تجهیزات موجود فراتر رفت و به طراحی و ساخت تجهیزات و سامانههای دفاعی در داخل کشور رسید. هدف اصلی این تلاش، آن بود که دفاع از کشور در شرایط جنگ، تحریم یا فشار خارجی، به تصمیم و کمک دیگر کشورها وابسته نباشد.
2- گسترش صنایع و فناوریهای دفاعی:
پیشرفت علمی کشور در برخی زمینهها با صنایع دفاعی نیز پیوند پیدا کرد. دانش و فناوریهای مربوط به هوافضا، الکترونیک، مخابرات، مواد پیشرفته و دیگر رشتههای مهندسی، در طراحی و ساخت تجهیزات دفاعی به کار گرفته شدند. توسعه صنایع موشکی، پهپادی، پدافند هوایی و برخی سامانههای شناسایی و دفاعی، از نمونههای این روند است. به این ترتیب، علم و فناوری در این بخش نیز به یکی از ابزارهای حفظ استقلال کشور تبدیل شد.
3- پیوند توان علمی با امنیت کشور:
بخشی از پیشرفت صنایع دفاعی با فعالیت دانشگاهها، مراکز پژوهشی و نیروهای متخصص داخلی همراه بود. این پیوند سبب شد برخی نیازهای دفاعی کشور به مسئلهای علمی و فناورانه تبدیل شود و پژوهشگران و متخصصان ایرانی در طراحی و ساخت تجهیزات مورد نیاز نقش بیشتری پیدا کنند. از این نظر، پیشرفت دفاعی را میتوان یکی از نمونههای تبدیل دانش به توان ملی دانست؛ همان مسیری که در بخش علمی و فناوری با آن آشنا شدید.
4- توان دفاع از سرزمین و استقلال همهجانبۀ کشور:
گسترش توان دفاعی داخلی، امکان بیشتری برای حفاظت از مرزها و پاسخ به تهدیدها و حملات خارجی فراهم کرد. اهمیت این توان در جنگها و رویاروییهای نظامی سالهای بعد، از جمله حملات رژیم اسرائیل و آمریکا به ایران، آشکارتر شد. به این ترتیب، توان دفاعی و امنیتی به یکی از پایههای حفظ استقلال و تمامیت ارضی ایران تبدیل
شد. جزئیات تحولات امنیتی منطقه، جنگهای سالهای اخیر و شکلگیری راهبرد دفاعی و منطقهای جمهوری اسلامی را در درس آینده بررسی خواهید کرد.
ج) احیای بیداری اسلامی
بیداری اسلامی به جریان فکری و اجتماعیای گفته میشود که مسلمانان را به شناخت دوباره هویت اسلامی، احیای ارزشهای دینی و حضور آگاهانهتر دین در زندگی فردی و اجتماعی فرا میخواند. این جریان از حدود دو قرن پیش، در واکنش به استعمار، عقبماندگی کشورهای اسلامی، حکومتهای استبدادی و گسترش نفوذ قدرتهای خارجی در بخشهای مختلف جهان اسلام شکل گرفت.
اندیشمندان و مصلحان سرزمینهای اسلامی برای بازگشت به هویت اسلامی، استقلال و اصلاح جوامع مسلمان تلاش کردند. با این حال، بسیاری از این حرکتها نتوانستند به تشکیل یک نظام سیاسی پایدار بر پایه اندیشههای اسلامی منجر شوند. پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 نقطۀ عطفی در این روند بود؛ زیرا بخشی از اندیشههایی که سالها در میان متفکران و جنبشهای اسلامی مطرح شده بود، این بار در قالب یک انقلاب مردمی و تشکیل یک نظام سیاسی تحقق پیدا کرد.
مهمترین تأثیرهای انقلاب اسلامی بر جریان بیداری اسلامی را میتوان در موارد زیر بررسی کرد:
1- تقویت هویت و اعتمادبهنفس مسلمانان:
پیروزی انقلاب اسلامی این باور را در میان بسیاری از مسلمانان تقویت کرد که میتوان در برابر حکومتهای وابسته و قدرتهای خارجی ایستاد و برای تغییر شرایط سیاسی و اجتماعی تلاش کرد. مقاومت مردم ایران در جنگ تحمیلی، حفظ تمامیت ارضی کشور و پیشرفتهای بعدی ایران در برخی زمینههای علمی و دفاعی، این احساس توانایی و خودباوری را بیشتر کرد. انقلاب اسلامی از این جهت تنها یک تغییر سیاسی در ایران نبود؛ بلکه به مسلمانان نشان داد که استقلال و تغییر سیاسی، هدفی دستیافتنی است.
2- بازگشت دین به عرصۀ اجتماعی و سیاسی:
یکی از مهمترین آثار انقلاب اسلامی، مطرح شدن دوبارهٔ این دیدگاه بود که اسلام تنها به عبادت و زندگی فردی محدود نمیشود و میتواند درباره حکومت، عدالت، استقلال، روابط اجتماعی و مسائل سیاسی نیز سخن داشته باشد.
امام خمینی با رهبری انقلاب و تشکیل جمهوری اسلامی، این اندیشه را از سطح بحث و نظریه به عرصه عمل سیاسی وارد کرد. به همین دلیل، انقلاب ایران برای بسیاری از جریانهای اسلامی به نمونهای از حضور دین در زندگی اجتماعی و سیاسی تبدیل شد.
3- ارائه الگویی از استقلال و مردمسالاری دینی:
شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» بیانگر الگویی بود که استقلال از قدرتهای خارجی را با تشکیل حکومتی اسلامی و حضور مردم در تعیین سرنوشت خود پیوند میداد.
تشکیل جمهوری اسلامی، تدوین قانون اساسی، برگزاری انتخابات و نقش مردم در کنار اصول اسلامی، برای برخی جریانهای فکری و سیاسی جهان اسلام نمونهای عملی از مردمسالاری دینی به وجود آورد. در زمانی که بسیاری از کشورهای منطقه به قدرتهای بزرگ شرق یا غرب وابسته بودند، استقلال سیاسی جمهوری اسلامی نیز مورد توجه جریانهای استقلالخواه قرار گرفت.
4- زنده نگه داشتن مسئلۀ فلسطین و اندیشۀ مقاومت:
انقلاب اسلامی را میتوان نقطۀ عطفی در بیداری اسلامی معاصر دانست؛ انقلابی که با تقویت هویت و اعتمادبهنفس مسلمانان، نشان دادن امکان حضور دین در عرصه سیاست و جامعه، ارائه الگویی از استقلال سیاسی و توجه مستمر به مسئله مقاومت در برابر سلطه بیگانگان، به این جریان نیروی تازهای بخشید.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، حمایت از مردم فلسطین و مخالفت با اشغال سرزمینهای فلسطینی به یکی از موضوعات ثابت سیاست خارجی جمهوری اسلامی تبدیل شد. در دورهای که شماری از دولتهای منطقه به سوی سازش یا عادیسازی روابط با اسرائیل حرکت میکردند، ایران همچنان مسئله فلسطین را یکی از مسائل اصلی جهان اسلام میدانست. این موضع، همراه با تأکید بر استقلال و ایستادگی در برابر سلطه خارجی، بر برخی جریانهای اسلامی و جنبشهای منطقه تأثیر گذاشت. بهتدریج، میان جمهوری اسلامی و شماری از این جریانها پیوندهای فکری و سیاسی شکل گرفت که در دهههای بعد در گسترش جریان مقاومت در غرب آسیا نقش داشت.
در درس آینده به این موضوع خواهیم پرداخت که چگونه این زمینهها، همراه با تحولات سیاسی و نظامی منطقه، به شکلگیری و گسترش جبهه مقاومت انجامید.
پرسشهای نمونه (صفحه 237 کتاب درسی)
1- چرا استقلال فکری شرط اول استقلال کشور معرفی شده است؟
2- توضیح دهید انقلاب اسلامی چگونه باعث افزایش نقش مردم در حکومت شد.
3- انقلاب اسلامی از جنبه سیاسی در داخل کشور چه دستاوردهایی داشته است؟
- تغییر رژیم وابسته و خودکامهٔ شاهنشاهی و رفع استعمار و استبداد از ملّت ایران؛
- استقرارنظام جمهوری اسلامی
- تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی
- استقلال سیاسی
- پیوند دین و سیاست و ارائهٔ الگویی نوین برای مردم سالاری دینی
- رشد سیاسی و آگاهیهای عمومی مردم و حضورمردم در صحنههای مختلف
- شکست ابهت قدرتهای شرق و غرب و قدرتهای سلطهگر خارجی
- عدم سلطهپذیری از قدرتهای شرق و غرب و نفی هرگونه سلطهجویی نسبت به سایرکشورها
- ترسیم چهرهٔ صلح طلبانه از اسلام با اثبات مظلومیت مردم ایران در جریان جنگ تحمیلی و سایر تهاجمات با طرح تشنجزدایی در سطح دولتها.
4- ولایت فقیه بهعنوان هسته مرکزی نظام جمهوری اسلامی چه نوع مشروعیتی دارد؟
دارای مشروعیت الهی که با مقبولیت مردمی تحقق و عینیت مییابد.
5- سه مورد از دستاوردهای بزرگ اقتصادی انقلاب اسلامی را بنویسید.
- تولید بیشتر کالاها در داخل و حتّی صدور بعضی از آنها به خارج از کشور
- سهم صادرات غیرنفتی به طرزچشمگیری افزایش یافت
- توجه به عمران و آبادی روستاها و برخوردارکردن اکثر روستاهای ایران از نعمت آب و برق و مخابرات و مراکزآموزشی و بهداشتی و جادهها و امکانات رفاهی.
6- چرا توان علمی و فناوری برای استقلال کشور اهمیت دارد؟
دسترسی به چرخهٔ سوخت هستهای، یعنی فرایند تبدیل اورانیوم طبیعی به سوخت موردنیاز برای تولید انرژی هستهای.
7- بیداری اسلامی را تعریف کنید.
8- مهمترین تأثیرات انقلاب اسلامی بر جریان بیداری اسلامی را بیان کنید.
اندیشه و جستوجو (صفحه 237 کتاب درسی)
مفهوم آزادی در مکتب اسلام و نظام جمهوری را با آزادی در مکتبها و نظامهای سیاسی غرب مقایسه کنید.
